تبليغاتX
هفت آسمان عشق

هفت آسمان عشق

می خواستم با رنگ چشمانت رودخانه ها را رنگ کنم ......

 

آه چه زیبا بود چشمهای رنگیت چه پر معنا بود نگاهت چه سنگین بود

 

سکوت لبهایت حرفهای دلت چه طولانی بود دلم برات تنگ شده بود.

 

 تو چه فصلي هستي! همه رنگي. زردي. سرخي.

 

 بوي آتش مي دهي.من در آتش تو متولد شدم.

 

من در آتش تو عاشق شدم، جان گرفتم، دلتنگ شدم، ديوانه شدم، مردم و

 

زنده شدم، اميدوار شدم، انتظار کشيدم، سکوت کردم، با خيالت زندگي

 

کردم.

 

تو ولي با لذت سوختن من را تماشا مي کني.

 

اي کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم ....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 2:14  توسط سعيده  | 

 

مثل گلها باشيم زيبا باشيم با وفا باشيم و پر احساس...

 

مثل باران باشيم پاک باشيم زلال باشيم و پر از طراوت...

 

مثل آفتاب باشيم پر از حرارت پر نور باشيم و دل فريب...

 

مثل دريا باشيم بيکران و بزرگ پر تلاطم باشيم و گاهي آرام...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 1:6  توسط سعيده  | 

عشق ،عقد دائمي ما با غربت است.

 

عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم.

 

عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است.

 

عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 

عشق، آسانسور حيات بشر است.

 

واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.

 

عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود.

 

عشق، شب نامزدي ما با جدايي است.

 

عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد.

 

عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست

 

مي دهد.

 

عشق، عزرائيل زيبايي است كه رسيد، جسم ما رامي گیرد...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 1:5  توسط سعيده  | 

مثل گلها باشيم زيبا باشيم با وفا باشيم و پر احساس...

 

مثل باران باشيم پاک باشيم زلال باشيم و پر از طراوت...

 

مثل آفتاب باشيم پر از حرارت پر نور باشيم و دل فريب...

 

مثل دريا باشيم بيکران و بزرگ پر تلاطم باشيم و گاهي آرام...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 3:53  توسط سعيده  | 

عقد دائمي ما با غربت است.

 

عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم.

 

عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است.

 

عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 

عشق، آسانسور حيات بشر است.

 

واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.

 

عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود.

 

عشق، شب نامزدي ما با جدايي است.

 

عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد.

 

عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست

 

مي دهد.

 

عشق، عزرائيل زيبايي است كه رسيد، جسم ما رامي گیرد...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 3:52  توسط سعيده  | 

کاش می شد مثل باران پاک بود

 

      مثل مجنون عاشق بی باک بود

               

         کاش می شد از صداقت حرف زد

 

            از محبت از نجابت حرف زد

 

             کاش می شد همصدا باآب بود

 

            جنس دلهامان بلور ناب بود

 

        کاش می شد عشق را ترسیم کرد

 

   دوستی را بین خود تقسیم کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 2:53  توسط سعيده  | 

 

غرورت را به خاطر دل كسي كه دوستش داري

 

بشكن ولي هيچ وقت دل كسي را كه                        

 

دوستش داري به خاطر غرورت نشكن...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 2:53  توسط سعيده  | 

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا

 

التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ

 

ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي

 

 

   شبها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون  

 

رونمي بيني!!..

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:47  توسط سعيده  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط سعيده  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط سعيده  |